__pbg0.jpg.html">آپلود رایگان عکس<p style=

 

 

این روز ها  درگیر شده ام با هربرت مارکوزه و انسان تک ساحتی اش ؛ چه با مزه و دوست داشتنی است این مارکوزه ؟ !! لازم نیست از شهرت و آوازه این متفکر چیزی بگویم ، او شهره آفاق است .مارکوزه یکی از فیلوسوفانی است که دغدغه آزادی بشر را  داشته البته در روزگار معاصر. او شکوه  دارد از زنجیرهای که بر دست و پای انسان این روزگار افتاده است .

نا خشنودی او از نازی ها و تجربه زندگی او پس از جنگ جهانی دوم در امریکا و اروپا، اندیشه اعتراضی و انتقادی او را نسبت به نظام سرمایه داری و سلطه ماشین  پی ریخت .

از دیدگاه او که زندگی در جامعه صنعتی اروپایی و امریکا را مستقیم تجربه کرده بود ؛ در  این جامعه ها و  نظام سرمایه داری صنعتی ، مقام و منزلت حقیقی انسان مورد بی احترامی و اهانت ضوابط و ارزشهای مادی ، اعم از تکنولوژی ، سیاسی ، اقتصادی واقع می شود . به نظر مارکوزه این بزرگترین فاجعه  روزگار ماست  که انسان اگاه و آزادی خواه را رنج می دهد .

مارکوزه با تکنو لوژی مشکلی ندارد ، مشکل او با  روش استفاده از تکنولوژی است ؛ از دید او توسعه و پیشرفت تکنولوژی به قیمت سقوط و تباهی انسان و طبیعت فراهم شده است . به عباره دیگر تکنولوژی تکامل یافته  اما انسان و طبیعت را به پای خود قربانی نموده است .  تولید بازدارند ه و مصرف اجباری و تحمیلی به زیان طبیعت و انسانیت بوده و آزادی و خود مختاری انسان ها را ربوده است .                                                                                 

مارکوزه با طرح اندیشه های انتقادی در پی بازیابی آزادی و خودمختاری بشریت و باز آفرینی شرایطی که نظام ها  و تکنولوژی، آزادی و خودمختاری انسان را بر بتابد ، کرامت و ارزش انسان محفوظ  باشد  و انسان را انسان تک ساحتی نسازد .